ابن أبي الدنيا ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

37

مقتل الإمام أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( فارسي )

( 1 ) در اين هنگام امير المؤمنين عليه السّلام ياران خود را به پايدارى و جنگ با خوارج فراخواند و ياران را بر آن كار برانگيخت و آنان را به وعدهء خداوند متعال درباره هر كس كه آن بدبختان را بكشد نويد داد و ياران خود را آگاه ساخت كه از ايشان كمتر از ده نفر كشته مىشوند و از خوارج كمتر از ده تن رهايى مىيابند . « 1 »

--> ( 1 ) . اين موضوع را ابو عمر ابن عبد البر در مباحث شرح حال امير المؤمنين عليه السّلام در كتاب استيعاب خود كه در حاشيه اصابة ابن حجر چاپ شده است در ص 55 ج 3 آورده و چنين گفته است . سپس خوارج بر على عليه السّلام خروج كردند و او و هر كرا كه همراه او به حكم داوران ميان او و شاميان راضى شده بود تكفير كردند و گفتند در دين خدا مردان را به داورى برگزيدى و حال آنكه خداى متعال مىفرمايد « فرمان جز براى خدا نيست » آنگاه خوارج گرد آمدند و يگانگى مسلمانان را دريدند و درفش ستيز برافراشتند و خون‌ريزى و راهزنى كردند . در اين هنگام امير المؤمنين با ياران و همراهان خود به سوى ايشان رفت و بازگشت آنان را تقاضا فرمود كه چيزى جز جنگ را نپذيرفتند ، ناچار در نهروان با آنان جنگ كرد و همه را جز تنى چند كه رهايى يافتند درمانده و ريشه كن كرد . از ميان بازماندگان ايشان عبد الرحمن بن ملجم كه از خاندان تجوب ، يا سكون ، يا از قبيله حمير بود آماده غافلگير كردن و كشتن على عليه السّلام شد . زبير - يعنى زبير بن بكّار نسب‌شناس - مىگويد : تجوب نام مردى از قبيله حمير است كه ميان قوم خود خون ناحقى ريخته و به قبيله مراد پناه آورده بود و به آنان گفت پيش شما پناه آورده‌ام و جايگاهى مىطلبم گفتند پناهگاه مىيابى « تجوب » و همين پاسخ بر او بازماند و بدان مشهور شد ، فرزندان او از وابستگان و هم سوگندان قبيله مراد شمرده مىشوند كه همان خاندان عبد الرحمن بن ملجم مرادى تجوبى هستند گرچه اصل ايشان از قبيله حمير است ولى در اين ترديدى نيست كه هم سوگندان مراد و در شمار ايشان شمرده مىشوند ، ابن ملجم مردى ستيزگر و دلير نفرين شده بود .